نه گفتن به دیگران یا آری گفتن به خودمان

علی صابری - وکیل دادگستری

واسلاو حاول روشن فکرتازه درگذشته اهل چک می نویسد " در کشوری که نتوان نه گفت ، انسانها به گله های رام تبدیل می شوند" سنجش درستي این سخن بماند براي  فیلسوفان واهل سياست اما آنچه مسلم است اینکه در فعالیت های اجتماعی و حرکت های مدنی که امور صنفی و حرفه ای بخشی از آنها است، این ایده تنها نیازها و انتظارات حداقلی را برآورده می کند. به عبارت ديگر، « نه گفتن » نمايانگر چهره اي فرو كاسته شده و سلبي از دموكراسي است حال آنكه  براي نهادينه شدن فرهنگ دموكراسي و روحيه دموكراتيك بايد به امور با نگاهي ايجابي نيز نگريست.

مثال بارز اين « نه گفتن صرف » کانون وکلای خودمان است ؛ پس از سال ها نبود هیات مدیره انتخابی ، امسال براي هشتمین بار پس از انقلاب پای صندوق های رای خواهیم رفت و هیات مدیره كانون را برخواهیم گزید. دست کم دراین چند دوره اخیراوج تبلیغات و تبادل افکار بین انتخاب کنندگان وانتخاب شوندگان یا به عبارت ديگر مرکز ثقل گفتمان انتخاباتی ، حفظ استقلال کانون بوده است. تحليل رفتار انتخاباتي راي دهندگان در دوره هاي اخير به روشني نشان مي دهد آنها با تكيه بر اين واقعيت كه فشارهاي بيروني درجهت تضعيف کانون هاي وکلا وجود دارد ، بر اساس پیشینه خانوادگی یا ارتباط نزديك برخی از نامزدها با حاكميت، ایشان را به عنوان اعضای هیات مدیره انتخاب کردند و پس از آن نیز هنگام نقد عملکرد منتخبين خود، بدتر نشدن وضع نسبت به قبل یا به عبارتی تسلیم نشدن کانون وکلا را معیار سنجش عملکرد آنها قرارداده و کفه ترازو را به نفع افراد پیش گفته سنگين تر دیده اند.

 مسلم است که کانون وکلا در برابر فشارها هنوز از پا درنیامده است اما به راستی تا کی باید با گفتن این حرف که در وضعیت حساسی هستیم ، موقعیت بسیار خطیر است و خطر واقعی استقلال کانون را تهدید می کند ، همکاران را به پای صندوق رای بکشانیم ؟ به نظرم این رویکرد ، تنها «نه» گفتن به دیگران است. رویکرد  بهتری نیز وجود دارد و آن «آری» گفتن به خودمان است.با رویکردی حداکثری می توان انتظار داشت همکاران هم به لحاظ کمیت و هم کیفیت ، مشارکت بیشتری در اداره کانون داشته باشند. انتخاب کننده نبايد شرکت  درانتخابات و رای دادن را تکلیف خود بداند آنهم برای دفع ضرر و رفع خطر؛ انتخاب کردن حق هر فرد است و تازه پس از انتخابات مشارکت واقعی در اداره نهاد صنفی شکل می گيرد.

بدین صورت می شود هم نسبت به مسائل داخلی کانون و هم در مقابل فشارهای خارجی فعالیت های مدنی را، بدون تاثيرپذيري از رفاقت ها يا رقابت هاي سياسي اين و آن عضو هيات مديره با جريان سياسي حاكم بر كشور، در راستاي تامين خواست هاي وكلا آغاز كرد و پيش برد.

 امروز دركانون هاي وكلا که بخشي از فرهیختگان جامعه را درخود جاي داده، خبری از حرکت های جمعی ، تشکیل پويش (کمپین) ها وغیره نیست و اگر هم هست آنقدر نادر است که درحکم عدم است. حضور برخی از وکلا در حرکت های اجتماعی قابل توجه است اما آنجا که نوبت به نهاد صنفی خودمان می رسد ، هیچ گاه بدنه اعضا  که با حضور جوانان امروز پرتوان تر شده است ، نه در مسائل داخلی کانون ونه در مسائل بیرونی حرکت جمعی را شکل نمي دهد.  براي نمونه در دوره فعلي هيات مديره (دوره بيست و ششم) توده وکلا هیچ گاه موضعگيري  جدی و اساسی در قبال اختلاف سلیقه وعقیده اعضا از خود نشان نداده و حتي شايد از وجود چنين اختلاف سليقه هايي بي اطلاع باشند ! به نظرم از این دوره به بعد به ویژه با افزایش نامزدها در انتخابات ، انتخاب کنندگان به جای تمرکز بر «نه» گفتن به دیگران می بایست به خودشان «آری» بگویند و با دست برداشتن از توقعات حداقلی ، خواه هنگام انتخاب نامزدها و خواه پس از آن ، توقعات حداکثری خویش را تبیین کنند و این ممکن نیست جز با مشارکت همیشگی در اداره این نهاد صنفی از کوچکترین مسائل داخلی تا بزرگترین آنها. چشم نقاد وكلا می تواند و باید با  رصد تک تک رفتارها و اظهار نظرهای یکایک اعضا در جلسات هیات مدیره و ساير مجامع ، زمينه ساز تحقق خواست جمعی بدنه نهاد صنفی باشد.

 تبیین علمی تفاوت «نه» گفتن و«آری» گفتن ،  مصداق یابی برای آنها، تطبیق موضوع با مثال ها و یافتن مثال های واقعی ازآنچه درطول این مدت در کانون وکلا رخ داده به ویژه رخ دادهای دوره اخیر هیات مدیره ، موضوعی است که قلم و قدم اهل فن را طلبیده و می تواند مبحثی برای گفتگوی واقعی بین همکاران باشد. بی گمان نبود یا  دست کم کمبود گفتمان هايي  كه مبتنی بر رويكرد ايجابي باشد احساس می شود ؛ گفتمان هايي كه جهت گيري و برنامه هاي خود را براي اداره كانون وكلا به عنوان نهادي صنفي (و نه تريبون يا سكوي پرش سياسي) و با ثبات (و نه كشتي طوفان زده در گرداب هاي هائل) ترسيم و ارائه كنند . آن زمان است كه وكلا مي توانند از ميان نامزدها بر اساس ديدگاه ها ، برنامه ها و سوابق صنفي و نه خانوادگي و سياسي بهترين ها را برگزيده و سپس در طول دوره هيات مديره بر عملكرد آنان نظارت و در تصميم سازي هايشان مشاركت كنند. اگر كسي كه بر كرسي هيات مديره تكيه مي زند ، انتخاب خود را وامدار عملكرد حرفه اي به عنوان وكيل دادگستري و حضور تاثيرگذار در كانون بداند و نه رابطه سياسي با فلان مقام حكومتي يا هواداري (و احيانا پرداخت هزينه سياسي) از جريان اپوزيسيون ، بي ترديد چاره اي جز پاسخگويي در برابر عموم وكلا نخواهد داشت. استقلالي كه دوامش بستگي به اراده اين يا آن فرد خاص داشته باشد ، صورتي نازيباتر و خطرناك تر از وابستگي به نهادهاي قدرت است.

روزي كه يكايك ما حضور و مشاركت خود را در امور كانون نهادينه كنيم ، نه تنها اين استقلال گرانبها را حفظ خواهيم كرد ، بلكه فراتر از آن ، به افقي بلند از توانايي و پويايي كانون دست خواهيم يافت.

نوشته شده توسط آرش کیخسروی در پنجشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۰ |